سلام...
امروز دوتا مطلب مجبورم بنویسم چون هردوش مهم هست.اگه طولانی هست ببخشید اما هردوش یه جورایی بهم ربط دارند.
آخر سال ۸۶یه حس غریب می گفت که باید برم، نمی دونستم چرا اما هی تو گوشم می خوند باید برم دیگه موندنم جایز نیست، اصلا دنبال یه بهونه میگشتم که هر طور شده از اداره بزنم بیرون ودیگه اونجا نباشم هیچ بهونه ایی گیرم نیومد! خلاصه بدون بهونه زدم بیرون! بدونی هیچ دلیل! اول سال ۸۷ یه پیشنهاد کاری وکه از چند وقت پیش داشتم با یک ولع خاص پذیرفتم خودم هم نفهمیدم چرا! اما وقتی که فهمیدم قراره خادمی سفر حضرت آقاروتوی شیراز بکنیم تو این اداره جواب همه سوالامو گرفتم! فهمیدم چرا دنبال بهونه بودم ،فهمیدم چرا باید می رفتم وفهمیدم اصلا چرا اومدم اینجا!.شاید هیچ وقت فکر نمی کردم بتونم به این سادگی چند بار نایب امام زمانم وببینم ونگاه.... گفتم نگاه یادم افتاد به لحظاتی که آقا رو از نزدیک می دیدم وشرار ولایت اجازه نگاه به چشمانشون ونمیداد.خداییش یه بار که سعی کردم خیره بشم به صورتشون اگر بیشتر نگاه میکردم قالب تهی میکردم.رفقا همون لحظه بود که گفتم الحق که برا ظهور آماده نیستم! وقتی جلوی نایبش اینطور کم میاریم وای بر احوالمون جلوی خودش.خلاصه بهترین لحظات عمرم این چند روز بود با هزارتا حرف نگفته....فقط یک چیز دیگه بگم وبس!
برغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال چهره تو حجت موجه ماست

.....................................................
اما نکته دوم:
دیروز اعلام شد عوامل بمب گذاری کانون رهپویان وصال دستگیر شدن که هم دل امام زمان حتما شاد شد هم دل تمام شیرازیا.
اما صرف نظر از اینکه با پیدا شدن این مزدوران نام شهادت دنیوی آنها در کنار اجر شهادت اخرویشان که از همان اول معلوم بودقطعی گشت.باید نکته ایی را خدمت دوستان عرض کنم.
بدون شک این وقایع امتحان بزرگی برای دوستان عزیز کانون رهپویان وصال بود.امتحانی از ولایت مداری وگوش به فرمان نظام بودن. که متاسفانه اندکی از این دوستان در ان امتحان سر بلند بیرون نیامدند.دوستانی که سکوت کردند ،صبر کردند وگوش به فرامین نظام بودند بدانند که ماجور هستند ونشان دادند که به تمام معنی حسینی شده اند! واما دوستانی که از همان روز اول شروع به بدو بیرا گفتند کردن وبعضی از آنها متاسفانه گفتند اگر برای آمدن رهبر مصلحت این چنین است! ما نمی خواهیم که رهبر بیاید!!!!! بدانند که در این امتحان شکست خوردند! بیایید برگردیم به تاریخ، به زمان امامت امیرالمومنین، به یاران ایشان، به وقتی که امیرالمومنین برای مصلحت هایی سکوت می کردند وچون آن مصلحت ها به نفع تعدادی نبود یا باب میلشان نبود شروع به بهانه گیری کردند و از ولایت امام علی خارج شدند((خوارج)). دوستان خوارج انسان های بی دین وایمانی نبودند.نماز می خواندند،به امامت حضرت شهادت مي دادند اما در امتحان صبر شكست خوردند.شكستي كه تمام عباداتشان را از بين برد.دوستاني كه فكر مي كرديد نظام مي خواهد شما را سركوب كند!!! دوستاني كه فكر مي كرديد نظام دنبال پايمال كردن خون شهداست.استغفار كنيد وبار ديگر تمامي سخنراني هاي آقا سيد را در رابطه با شعور حسيني بگيريد ودوباره گوش كنيد تا بفهميد كجاي كارتان مشكل داشته كه با وجود عبادت خوب .سينه زني خوب وارادت خوبتر به اهل بيت در يك امتحان ساده شكست خورديد وهر آينه امكان داشت از نظام ولايتي جمهوري اسلامي بيرون بزنيد. وهمان بلايي سرتان بياييد كه براي ياران امام آمد((خوارج))!.
رفقا اين امتحان گذشت وامتحانات سخت تري در پيش است به هوش باشيم.
ودر آخر
خداي مهربان سلام...
خداي مهربان ما بندگانت امروز در امواج امتحانات ريز ودرشتت سرگردانيم ودنبال ساحل امني براي هلاك نشدنمان مي گرديم.خداي خوبم هرچقدر كه فكر ميكنم هيچ چيز همچون ساحل امن ولايت من را از هلاكت مصون نمي سازد پس به حرمت آبروي ولايتت من را با ولايتمداري امتحان مكن كه امتحاني بس سخت ودشوار است.خدايا امروز سايه ولايتت آرام بخش دل وقلب ماست اين آرامش را از قلب ما نگير
آمين